یک مثال ساده برای مدیران غیرحسابدار.
تعریف ساده با مثال
درآمد ارزش فروش کالا یا خدمت در یک دوره است. سود نتیجهای است که پس از کسر هزینههای مربوط از درآمد باقی میماند. اگر فروش یک ماه ۱۰۰ واحد و هزینهها ۸۵ واحد باشد، سود آن دوره ۱۵ واحد است.
این مثال ساده است؛ در عمل، طبقهبندی هزینه، برگشت فروش و زمان شناسایی درآمد بر گزارش اثر دارند.
چرا فروش بالا کافی نیست؟
ممکن است فروش رشد کند اما هزینه تأمین، حمل یا حقوق سریعتر بالا برود. در این حالت درآمد بیشتر شده، ولی سود کمتر میشود. برای تصمیم، روند حاشیه سود را در کنار رقم فروش ببینید.
فروش نسیه نیز ممکن است درآمد ایجاد کند، در حالی که وجه هنوز وصول نشده است. بنابراین سود و نقدینگی دو پرسش متفاوتاند.
مدیر چه چیزی را بررسی کند؟
در گزارش ماهانه، درآمد، هزینههای اصلی، سود و مانده مطالبات را کنار هم بگذارید. تغییر ناگهانی هر مورد را با سند یا رویداد عملیاتی توضیح دهید.
این مقایسه کمک میکند تصمیم افزایش فروش را با هزینه اجرای آن بسنجید.
مسیر بعدی را از دادههای واقعی شروع کنید
اگر به دنبال نظم بیشتر در فروش، گزارشگیری و اطلاعات مالی هستید، با محیط برگ آشنا شوید.
مشاهده امکانات برگدرخواست دمو


